خرید بک لینک
به قلم: عباس نورزائی سیستان و بلوچستان، به رغم آنکه همواره از بدو پیروزی انقلاب در کانون هدفگذاریهای توسعه قرار داشته، طی سالهای بعد از انقلاب تا به امروز، آخرین رتبه در توسعهیافتگی(رتبه ی سی و یکم) بین استانهای مختلف کشور را

برچسب: نویسنده: اشکان مرادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 11:13

به قلم: عباس نورزائی سال ۱۳۴۹، کودک ۱1 سالهای هستم که خشکسالی، خانوادهام را به دیاری دور، کوچانده و مرا تا پایان سال تحصیلی به کسی دیگر از اقربا، سپردهاند. گرچه صاحبخانه خودمانی است، اما دوری کودکی در این سنین از پدر و مادر،

برچسب: نویسنده: اشکان مرادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 11:13

به قلم: عباس نورزائی کارخانه ی تریکو بافی تاسوکی باف زابل، ۲۲ سال است که تعطیل شده است. در این کارخانه حدود ۱۰۰ نفر اشتغال داشته اند. اشتغال موقت ایجاد شده، ۳۰۰ میلیون در دهه ی هفتاد وام گرفته، ۲۰۰ میلیون را خرج کرده، ۱۰۰ میلیون دیگر را برداشته و برای ابد با زابل خداحافظی کرده. همه ی کارگران اخراج و کارخانه را بانک روی مطالباتش، در اختیار گرفته است. چندین بار توسط بانک صادرات، آگهی مزایده برای فروش زده شده، اما با شرایط رکود اقتصادی در زابل، کسی جرأت خرید و راه اندازی آن را نداشته است. اخیراً یک سرمایهگذار سیستانی در مزایده شرکت و این کارخانه را خریداری و کاندیدای راه اندازی شد. دیروز درب های پلمپ شده را گشودیم و دارایی های آن را از بانک، تحویل گرفتیم. در بدو ورود به کارخانه، به شوخی گفتم، چرا نماینده ی میراث فرهنگی نیامده؟ اما داخل سالن تولید، عکس های سه گانه ی حضرت امام(ره)، رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی که آن زمان رئیس جمهور بودند، توجهم را جلب کرد. ای کاش کارخانجات زیادی بود و عکس رؤسای جمهور نیز بر دیوار سالن های تولید خودنمایی می کرد. اصلاٙ به نظرم شاخص خوبی است، از این منبعد،

برچسب: نویسنده: اشکان مرادیان تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 19:13

به قلم: عباس نورزائی دههی چهل، در روستای زهک، که با مرز افغانستان 12 کیلومتر فاصله داشت، زندگی میکردم. تنها یک اتوبوس دماغدار هندلی، به زابل مسافر میبرد. بارها بههنگام سوار شدن این خودرو، شاهد بودم که زیر صندلی، توی راهرو و صندوقهایش، صندوقهای چوبی گونیپوش چای خارجی قرار دارد. دههی پنجاه، خصوصاً اواخر حکومت پهلوی، وانتهایی با نام سیمرغ، آهوی بیابان و تویوتا، پا به عرصهی وجود گذاشت، همواره در جادههای عمدتاً خاکی و مسیرهای جیپرو، شاهد بودم که این خودروها، به حمل چای، نارنگی پاکستانی، سیگار خارجی، باطری(قوه) و پارچه میپردازند و حتی اواخر این دهه، صبح زود که در بعضی مسیرها میرفتم، صندوقهایی که از بار وانتها، به زمین واژگون شده و نارنگیهایی که ریخته بود، جایزهی پیادهروی ما میشد. انقلاب پیروز شد، به نیروهای ژاندارمری قبل از انقلاب، نیروهای نظامی و انتظامی انقلاب یعنی کمیته و سپاه نیز اضافه شدند، اما همچنان مبادلات خرد مرزی از طرق مختلف بین مردم دو سوی مرز صورت میگرفت. در دههی هفتاد، زمینهای فراهم شد تا برای اجرای پروژههای آبرسانی و برقرسانی شهر زرنج،از سوی جهادساز

برچسب: نویسنده: اشکان مرادیان تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 19:13

صفحه بندی